ترجمه "unmask" به فارسی
نقاب برداشتن از, (ماهیت چیزی را) آشکار کردن, افشاگری کردن بهترین ترجمه های "unmask" به فارسی هستند.
unmask
verb
دستور زبان
(transitive) To remove a mask from someone. [..]
-
نقاب برداشتن از
verb -
(ماهیت چیزی را) آشکار کردن
-
افشاگری کردن
-
ترجمه های کمتر
- رخپوش (را) کنار زدن
- لو دادن
- نشان دادن
- نقاب از چهره برداشتن
- پرده برداری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unmask " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن