ترجمه "unmarried" به فارسی

عزب, مجرد, غیرمتاهل بهترین ترجمه های "unmarried" به فارسی هستند.

unmarried adjective noun دستور زبان

Having no husband or wife. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عزب

    They were unmarried, young, of the same age and of the same tastes

    هر دو عزب و جوان و هم سن و هم ذوق بودند

  • مجرد

    noun adjective

    Only the usual flannel bloomered hunters of the unmarried clergy.

    در اصل هم ون شکارچیهائیکه با تنبانهای بلند همیشه دنبال کشیشهی مجرد میفتن.

  • غیرمتاهل

  • ترجمه های کمتر

    • غیرمنکوحه
    • زن نگرفته
    • عروسی نکرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unmarried " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unmarried
+ اضافه کردن

"Unmarried" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unmarried در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unmarried" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unmarried" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه