ترجمه "unmanned" به فارسی
اتوماتیک, بدون سرنشین, خودکار بهترین ترجمه های "unmanned" به فارسی هستند.
unmanned
adjective
verb
دستور زبان
Not operated by a person or a crew. [..]
-
اتوماتیک
-
بدون سرنشین
Consumer electronics, next generation prosthetics, unmanned military applications.
لوازم الکترونیک مصرفی ، نسل بعدی اندام های مصنوعی سفارشات تجهیزات نظامی بدون سرنشین
-
خودکار
adjective nounlooking at the unmanned glider
که به هواپیمای خودکار نگاه کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unmanned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Unmanned
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Unmanned" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unmanned در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "unmanned" با ترجمه به فارسی
-
پهپاد
-
بی آدم، تهی از آدم
-
اخته کردن · از مردی انداختن · ترساندن · فاقد کارمند یا نفرات کردن · مرعوب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن