ترجمه "unmanageable" به فارسی

سخت, صعب, دشوار بهترین ترجمه های "unmanageable" به فارسی هستند.

unmanageable adjective دستور زبان

Not manageable; not readily submitting to handling or management; not easily restrained, governed, or directed; not controllable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    and turned into a wild, unmanageable toddler.

    و تبدیل به یک کودک نوپای سخت، وغیرقابل کنترل شد.

  • صعب

    adjective
  • دشوار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشکل
    • سخت گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unmanageable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unmanageable" با ترجمه به فارسی

  • سخت، به شدت، بسختی، بی لگام، بی مهار، بی تسلط بر خود
اضافه کردن

ترجمه های "unmanageable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه