ترجمه "unmanly" به فارسی
نامرد, بزدل, ناجوانمردانه بهترین ترجمه های "unmanly" به فارسی هستند.
unmanly
adjective
adverb
دستور زبان
(of a person) Showing characteristics that are not manly, such as being immature, effeminate or cowardly, which might be construed as an indicator of weakness or of baseness of character. [..]
-
نامرد
but he did not want them to think him unmanly.
اما نمیخواست او را نامرد و ناپایدار تصوّر کنند.
-
بزدل
-
ناجوانمردانه
-
ترجمه های کمتر
- نامردانه
- ترسو
- زنانه
- (مرد) زن وار
- با نامردی
- زن صفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unmanly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن