ترجمه "unmake" به فارسی

واساختن, به حالت پیشین درآوردن, خراب کردن بهترین ترجمه های "unmake" به فارسی هستند.

unmake verb دستور زبان

(transitive, euphemism) To destroy; to cause (a made article) to lose its nature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واساختن

  • به حالت پیشین درآوردن

  • خراب کردن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • خلع مقام یا درجه کردن
    • ویران کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unmake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unmake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه