ترجمه "unluckiness" به فارسی
بد بختی, بد بیاری بهترین ترجمه های "unluckiness" به فارسی هستند.
unluckiness
noun
دستور زبان
The state, quality, or condition of being unlucky or unfortunate; misfortune. [..]
-
بد بختی
-
بد بیاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unluckiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unluckiness" با ترجمه به فارسی
-
اسف انگیز · بد اختر · بد شگون · بد یمن · بدبخت · بدبیار · بدشانس · تاسف انگیز · تیره بخت · سياه · شوم · منحوس · نافرخنده · نحس · نگون بخت · گجسته
-
اسف انگیز · بد اختر · بد شگون · بد یمن · بدبخت · بدبیار · بدشانس · تاسف انگیز · تیره بخت · سياه · شوم · منحوس · نافرخنده · نحس · نگون بخت · گجسته
-
اسف انگیز · بد اختر · بد شگون · بد یمن · بدبخت · بدبیار · بدشانس · تاسف انگیز · تیره بخت · سياه · شوم · منحوس · نافرخنده · نحس · نگون بخت · گجسته
-
اسف انگیز · بد اختر · بد شگون · بد یمن · بدبخت · بدبیار · بدشانس · تاسف انگیز · تیره بخت · سياه · شوم · منحوس · نافرخنده · نحس · نگون بخت · گجسته
-
اسف انگیز · بد اختر · بد شگون · بد یمن · بدبخت · بدبیار · بدشانس · تاسف انگیز · تیره بخت · سياه · شوم · منحوس · نافرخنده · نحس · نگون بخت · گجسته
-
اسف انگیز · بد اختر · بد شگون · بد یمن · بدبخت · بدبیار · بدشانس · تاسف انگیز · تیره بخت · سياه · شوم · منحوس · نافرخنده · نحس · نگون بخت · گجسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن