ترجمه "unmitigated" به فارسی
کامل, سخت, مطلق بهترین ترجمه های "unmitigated" به فارسی هستند.
unmitigated
adjective
دستور زبان
Not mitigated [..]
-
کامل
adjectiveWe've barely begun, and already this is the worst, unmitigated disaster of my career.
حتي شروع هم نکرديم و انقدر اوضاع خرابه يک فاجعه کامل تو دوران کار من
-
سخت
adjective -
مطلق
adjective
-
ترجمه های کمتر
- صرف
- شدید
- بی امان
- بی قید و شرط
- تمام عیار
- کاسته نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unmitigated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن