ترجمه "unruly" به فارسی
سرکش, نافرمان, متمرد بهترین ترجمه های "unruly" به فارسی هستند.
unruly
adjective
دستور زبان
wild; uncontrolled [..]
-
سرکش
adjectivewild
The two Sherifs divided up the place, to keep their unruly followers apart.
دو شریف، دهکده را به دو قسمت تقسیممیکنند و هر یک، افراد سرکش و ناراحت خود را از هم جدا میسازند.
-
نافرمان
adjectivewild
-
متمرد
adjective
-
ترجمه های کمتر
- وروجک
- تخس
- (بچه) شیطان
- (مو) زبر و فنرسان
- خشن وزبر
- لگام ناپذیر
- وز کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unruly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unruly" با ترجمه به فارسی
-
تمرد · سرپیچی · سرکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن