ترجمه "unsaturated" به فارسی
اشباع نشده, ناسگر, سیر نشده بهترین ترجمه های "unsaturated" به فارسی هستند.
unsaturated
adjective
دستور زبان
(chemistry, of a solution) Not saturated; capable of dissolving more of a solute at the same temperature. [..]
-
اشباع نشده
adjectiveMono unsaturated fat in avocados lowers cholesterol.
چربی غیر اشباع شده موجود در آوکادو کلسترول را پایین میآورد.
-
ناسگر
-
سیر نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unsaturated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Unsaturated
-
اشباع نشده
Mono unsaturated fat in avocados lowers cholesterol.
چربی غیر اشباع شده موجود در آوکادو کلسترول را پایین میآورد.
عباراتی شبیه به "unsaturated" با ترجمه به فارسی
-
چربیهای غیر اشباع
-
چربی غیراشباع
-
اسیدهای چرب غیر اشباع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن