ترجمه "unsight" به فارسی
ندیده, از دیدن محروم کردن, امتحان نکرده بهترین ترجمه های "unsight" به فارسی هستند.
unsight
verb
noun
دستور زبان
Absence of sight; lack of vision [..]
-
ندیده
-
از دیدن محروم کردن
-
امتحان نکرده
-
دیده نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unsight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن