ترجمه "unsound" به فارسی
غلط, ناسالم, نادرست بهترین ترجمه های "unsound" به فارسی هستند.
Not sound; not whole; not solid; defective; infirm; diseased. [..]
-
غلط
adjective -
ناسالم
that in our day these immense salaries are evidence of the unsound economic assiette of our finances.'
که حقوقهای هنگفت امروزی دلیل روشن خطمشی ناسالم اقتصادی دستگاه اداری است.
-
نادرست
Ancient books often feature unsound and dangerous ideas that have been thoroughly debunked by modern science.
در کتابهای باستانی، اغلب نظراتی داده شده است که غیرمنطقی و خطرناک است و علم و دانش امروزی آن را نادرست میخواند.
-
ترجمه های کمتر
- بد
- نامستدل
- ناپابرجا
- ناپیوسته
- معیوب
- ناخوش
- نامعقول
- فاسد
- سست
- بیمار
- خراب
- (اقتصادی و غیره) پر مخاطره
- (خواب) سبک
- آسیب دیده
- بریده بریده
- خلاف رویه
- غیر منطقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unsound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Unsound" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unsound در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "unsound" با ترجمه به فارسی
-
ناپیموده، عمق سنجی نشده
-
اختلال مشاعر · عدم توازن