ترجمه "unsounded" به فارسی

ناپیموده، عمق سنجی نشده ترجمه "unsounded" به فارسی است.

unsounded adjective دستور زبان

unfathomed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپیموده، عمق سنجی نشده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unsounded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unsounded" با ترجمه به فارسی

  • اختلال مشاعر · عدم توازن
  • (اقتصادی و غیره) پر مخاطره · (خواب) سبک · آسیب دیده · بد · بریده بریده · بیمار · خراب · خلاف رویه · سست · غلط · غیر منطقی · فاسد · معیوب · ناخوش · نادرست · ناسالم · نامستدل · نامعقول · ناپابرجا · ناپیوسته
اضافه کردن

ترجمه های "unsounded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه