ترجمه "unstrap" به فارسی

(تسمه ی چیزی را) شل کردن, باز کردن بهترین ترجمه های "unstrap" به فارسی هستند.

unstrap verb دستور زبان

(transitive) To loosen or remove the straps from (something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (تسمه ی چیزی را) شل کردن

  • باز کردن

    verb

    The night was cold enough to warrant unstrapping of the big tartan traveling rugs all the suitcases bore on their outsides;

    شب چنان سرد بود که تمام پارچههای پیچ ازی را که دور چمدانها بسته بودند، باز کردند و بخود پیچیدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unstrap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unstrap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه