ترجمه "upbraid" به فارسی

سرزنش کردن, بازخواست کردن, خرده گیری کردن بهترین ترجمه های "upbraid" به فارسی هستند.

upbraid verb noun دستور زبان

(obsolete) The act of reproaching; contumely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرزنش کردن

    verb

    Gerald upbraided Pork for his impertinence

    جرالد، پو رک را به خاطر فضولیاش سرزنش کرد،

  • بازخواست کردن

  • خرده گیری کردن

  • ترجمه های کمتر

    • شماتت کردن
    • مواخذه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upbraid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "upbraid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "upbraid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه