ترجمه "upbraiding" به فارسی
توبیخ, سرزنش بهترین ترجمه های "upbraiding" به فارسی هستند.
upbraiding
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of upbraid. [..]
-
توبیخ
-
سرزنش
nouncompletely stifle her upbraidings against the permitting stars.
به طور کامل از سرزنش و نکوهش اخترانی که اجازه وقوع چنین حالی را دادهاند ممانعت کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " upbraiding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن