ترجمه "upfront" به فارسی
رک, بیعانه, پیشاپیش بهترین ترجمه های "upfront" به فارسی هستند.
upfront
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
In a forward, leading or frontward position. [..]
-
رک
adjective -
بیعانه
-
پیشاپیش
-
ترجمه های کمتر
- چشمگیر
- از پیش
- با صراحت و صداقت
- بی پرده پوشی
- جلو چشم مردم
- در انظار
- رک و راست
- پیش - (up-front و up front هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " upfront " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "upfront" با ترجمه به فارسی
-
پرداخت جلوتر، زودتر
-
پیش هزینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن