ترجمه "upheaval" به فارسی
انقلاب, تحولات, آشفتگی بهترین ترجمه های "upheaval" به فارسی هستند.
upheaval
noun
دستور زبان
the process of being heaved upward, especially the raising of part of the earth's crust [..]
-
انقلاب
nounfathers never given a single audience since the upheaval
، از وقتي كه انقلاب شده پدر هيچوقت تنهايي اجازه ملاقات نميده
-
تحولات
Even after enormous upheavals and seemingly irrevocable changes, the same pattern has always reasserted itself,
حتی پس از تحولات عظیم و تغییرات بهظاهر برگشتناپذیر، همواره همان نقشینهی خود را برجای نشانده است،
-
آشفتگی
nounJean Valjean at that very moment was the prey of a terrible upheaval.
ژان وال ژان در همان لحظه گرفتار آشفتگی مخوفی بود.
-
ترجمه های کمتر
- زبرکش
- تلاطم
- غوغا
- (تغییر ناگهانی وخشونت آمیز) آشوب
- (جغرافی - زمین شناسی - بالاآمدگی شدید زمین مثلا در اثر زلزله) فراز کشی
- (وضعیت) زیر و رو شدن
- دگرگونی شدید
- فراز افکند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " upheaval " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "upheaval" با ترجمه به فارسی
-
(با فشار زیاد) بلند کردن · فراز افکندن · فراز کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن