ترجمه "upholder" به فارسی

حامی, نگاه دارنده بهترین ترجمه های "upholder" به فارسی هستند.

upholder noun دستور زبان

someone who upholds something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حامی

    At heart, Aaron was a loyal upholder of true worship, not an idolatrous rebel.

    در واقع هارون با خلوص نیّت و وفاداری حامی پرستش پاک بود نه یاغیگری بتپرست.

  • نگاه دارنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upholder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Upholder
+ اضافه کردن

"Upholder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Upholder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "upholder" با ترجمه به فارسی

  • افراختن · ایفا کردن · بلند کردن · به جا آوردن · تقویت کردن · حفظ کردن · حمایت کردن · نگهداری کردن · نگهداشتن · هواداری کردن · پاسداری کردن
  • افراختن · ایفا کردن · بلند کردن · به جا آوردن · تقویت کردن · حفظ کردن · حمایت کردن · نگهداری کردن · نگهداشتن · هواداری کردن · پاسداری کردن
  • افراختن · ایفا کردن · بلند کردن · به جا آوردن · تقویت کردن · حفظ کردن · حمایت کردن · نگهداری کردن · نگهداشتن · هواداری کردن · پاسداری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "upholder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه