ترجمه "upland" به فارسی

دور از دریا, مرتفع, کوهستانی بهترین ترجمه های "upland" به فارسی هستند.

upland adjective noun دستور زبان

The area in the interior of a country with a generally higher elevation; often hilly, but not generally mountainous (compare highlands). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور از دریا

    adjective noun
  • مرتفع

    adjective

    for even the firm uplands are becoming a morass.

    چون حتی زمینهای مرتفع و سخت هم رفته رفته باتلاقی میشوند.

  • کوهستانی

    noun

    impenetrable perseverance of men from the uplands.

    نیرو و استقامت نفوذناپذیر مردان مناطق کوهستانی را داشتند.

  • ترجمه های کمتر

    • بلندا
    • بلندایی
    • زبرجای
    • فلاتچه
    • بلند زمین
    • زمین بلند (مثلا در کنار رودخانه)
    • وابسته به زمین بلند
    • واقع در بلندا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upland " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Upland
+ اضافه کردن

"Upland" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Upland در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "upland" با ترجمه به فارسی

  • برنج دیم
  • (گیاه شناسی) پنبه ی بلندا Gossypium hirsutum - الیاف زبر و کوتاه دارد
  • تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
  • (جانور شناسی) آبچلیک کوهپایه (Bartramia longicauda - بومی کوهستان های امریکای شمالی و جنوبی - upland plover هم می گویند)
  • محصولات زمین مرتفع
  • خاکهای زمین مرتفع
  • تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
اضافه کردن

ترجمه های "upland" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه