ترجمه "uplift" به فارسی
متعال ساختن, تعالی, فلاتچه بهترین ترجمه های "uplift" به فارسی هستند.
uplift
verb
noun
دستور زبان
To raise something or someone to a higher physical, social, moral, intellectual, spiritual or emotional level. [..]
-
متعال ساختن
verbto raise something or someone to a higher level
-
تعالی
It uplifts the soul to see such men as the old count and his worthy son
مشاهده مردمی مانند کنت پیر و پسر شایسته او سبب تعالی روح و تهذیب اخلاق خواهد بود.
-
فلاتچه
-
ترجمه های کمتر
- بلندا
- بلندسازی
- زبرجای
- فرازاندن
- فرازگر
- رهانیدن
- والایی
- (زمین شناسی)بلنداگری
- (پستان بند که پستان ها را برجسته می کند - uplift brassiere هم می گویند) پستان بند برجسته ساز
- الهام بخشی
- بالا بردن
- برین کردن
- بلند کردن
- تعالی بخشیدن
- دلداری دادن
- رفعت دادن
- روحیه دادن
- زمین بلند
- سرشوق آوردن
- فلاتچه سازی
- متعال سازی
- والا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uplift " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Uplift
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Uplift" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Uplift در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "uplift" با ترجمه به فارسی
-
بالاآمدگی زمینساختی
-
بالا فکنده نگاه
-
افراخته، افراشته
-
بالا برنده · متعال کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن