ترجمه "upper" به فارسی

بالاتر, بالا, بالایی بهترین ترجمه های "upper" به فارسی هستند.

upper adjective noun دستور زبان

That which is higher, contrasted with the lower. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالاتر

    adjective

    situated on higher ground, further inland, or more northerly [..]

    On the upper floor, however, one of the bedroom doors was locked.

    در یکی از اتاق خوابهای طبقة بالا قفل بود.

  • بالا

    adjective noun adverb

    On the upper floor, however, one of the bedroom doors was locked.

    در یکی از اتاق خوابهای طبقة بالا قفل بود.

  • بالایی

    The windows on the upper floors are smaller, round, and feature stained glass designs.

    پنجرههای دو طبقه بالایی کوچک تر، دایرهای شکل، و با شیشههای رنگی طرح دارند.

  • ترجمه های کمتر

    • رویی
    • فوقانی
    • علیا
    • شمالی
    • نو
    • اخیرتر
    • فرازتر
    • فرازین
    • بلوز
    • نوین
    • پیراهن
    • اخیر
    • سرعت
    • (جمع) جامه ی بالایی
    • (در) رو
    • (کفش) رویه
    • بلندتر
    • دندان بالا
    • دندان فوقانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Upper
+ اضافه کردن

"Upper" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Upper در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "upper"

عباراتی شبیه به "upper" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "upper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه