ترجمه "uprising" به فارسی

شورش, قیام, عصیان بهترین ترجمه های "uprising" به فارسی هستند.

uprising noun verb دستور زبان

a popular revolt that attempts to overthrow a government or its policies; an insurgency or insurrection [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شورش

    noun

    He did, until a citizen uprising overthrew him.

    آره ، تا زماني كه يه همشهري عليهش شورش كرد.

  • قیام

    noun

    Our uprising against the undue influence of corporations on our government has begun.

    قیام ما بر علیه تاثیرات بیش از حد... شرکت ها روی دولتمون ، شروع شده.

  • عصیان

    We do not inquire whether an uprising costs as much as a battle.

    از خود نمیپرسیم که آیا یک عصیان هم به اندازه یک نبرد برای یک کشور تمام میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • طغیان
    • بالا آمدن، به سطح آمدن (وال یا زیر دریائی یا غواص و جز آن)
    • سرکشی
    • انقلاب
    • برمخ
    • سربالایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uprising " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Uprising

Uprising (film)

+ اضافه کردن

"Uprising" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Uprising در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "uprising"

عباراتی شبیه به "uprising" با ترجمه به فارسی

  • (صدا و غیره)بلند شدن · بالا آمدن · بالا رفتن · برجسته شدن · برخاستن · برخیزش · برمخ · برمخیدن · بلند شدن · خیزش · خیزیدن · راست شدن · رجوع شود به dawn · زیاد شدن · شق شدن · شورش · شورش کردن · صعود کردن · طغیان · طغیان کردن · قائم شدن · قیام · قیام کردن · مرتفع شدن
  • بالا رونده · طغیان کننده
اضافه کردن

ترجمه های "uprising" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه