ترجمه "uprightness" به فارسی

درستی, راستی, درستکاری بهترین ترجمه های "uprightness" به فارسی هستند.

uprightness noun دستور زبان

(uncountable) The state of being moral, honest and honourable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درستی

    noun
  • راستی

    noun

    For beneath these rough exteriors what treasures in reserve are there, of uprightness, of kindness, of silent heroism!...

    زیرا زیر این پوششهای ناهموار و خشن، چه گنجهای راستی و خوبی و قهرمانی بیصدا که ذخیره گشته است! ...

  • درستکاری

    noun

    The term “integrity” carries the thought of being upright, blameless, righteous, and faultless.

    «کاملیت» به مفهوم درستکاری، عدالتطلبی و اجتناب از گناه است.

  • ترجمه های کمتر

    • قائمی
    • حالت عمودی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uprightness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uprightness" با ترجمه به فارسی

  • (فوتبال - معمولا جمع) تیر دروازه · ایستاده · ایستان · برپا · درست · درستکار · دیرک · راست · راست کردار · ستوار · ستون · شرافتمند · شریف · شق · شق ورق · صاف · عادل · عمود · فربود · قائم · محترم · مخفف : upright piano · نجیب · نیک خو · نیک منش · هر چیز قائم : تیر · پایه
  • پیانوی ایستاده · پیانوی قائم
اضافه کردن

ترجمه های "uprightness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه