ترجمه "uptight" به فارسی
ناراحت, امل, نگران بهترین ترجمه های "uptight" به فارسی هستند.
uptight
adjective
noun
دستور زبان
(colloquial) Excessively concerned with rules and order. [..]
-
ناراحت
Your mom didn't used to be uptight.
مامانت که ناراحت نشد.
-
امل
-
نگران
Why so uptight about protecting your house from intruders?
نگران نباش خانه شما از مهاجمان در امانه ؟
-
ترجمه های کمتر
- عصبی
- درهم
- (خودمانی)
- سختگیر (به ویژه در امور سنتی و رسوم) (up-tight هم می نویسند)
- قدیمی مسلک
- کهنه پرست
- گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uptight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن