ترجمه "urbanistic" به فارسی

متمدن, شهر نشین, وابسته بشهر نشینی بهترین ترجمه های "urbanistic" به فارسی هستند.

urbanistic adjective دستور زبان

Relating to an urbanist

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متمدن

  • شهر نشین

  • وابسته بشهر نشینی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urbanistic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "urbanistic" با ترجمه به فارسی

  • شهر نشین · متمدن · وابسته بشهر نشینی
اضافه کردن

ترجمه های "urbanistic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه