ترجمه "urbanity" به فارسی
ادب, نزاکت, خضوع و خشوع بهترین ترجمه های "urbanity" به فارسی هستند.
urbanity
noun
دستور زبان
Behaviour that is polished, refined, courteous. [..]
-
ادب
nouncontributing just her share of urbane humor with a precision that approached meagreness.
طبعاً فقط آن قدر در گفتوگو شرکت میکرد که ادب ایجاب مینمود.
-
نزاکت
Nodding urbanely, the Professor stepped delicately off.
پروفسور که با نزاکت تمام سر تکان میداد، با ظرافت از جمعشان کناره گرفت.
-
خضوع و خشوع
-
ترجمه های کمتر
- شهر نشینی
- نیک رفتاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " urbanity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "urbanity" با ترجمه به فارسی
-
جامعه شناسی شهری
-
توسعه زمین (شهرنشيني)
-
منطقه پرجمعیت شهری
-
طراحی شهری
-
)داه( یرهش کالما و یزاسون هرادا
-
پارک شهری
-
شاغلین شهری
-
با ادب · با نزاکت · مبادی آداب · مودب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن