ترجمه "urge" به فارسی

اشتیاق, تازاندن, تاکیدکردن بهترین ترجمه های "urge" به فارسی هستند.

urge verb noun دستور زبان

A strong desire; an itch to do something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتیاق

    noun

    but an urge to feel Amaranta's warm breathing at dawn.

    بلکه اشتیاق شنیدن نفسهای گرم او در دمادم بیدار شدنهایش بود

  • تازاندن

  • تاکیدکردن

  • ترجمه های کمتر

    • دواندن
    • پذیراندن
    • قبولاندن
    • خارش
    • (با اصرار) خواستن
    • (با فشار یا تهدید و غیره) راندن
    • اصرار کردن
    • برآن داشتن
    • تمایل شدید
    • خواستار شدن
    • دفاع کردن
    • فشار آوردن
    • میل (شدید)
    • نصحیت کردن
    • وادار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Urge
+ اضافه کردن

"Urge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Urge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "urge" با ترجمه به فارسی

  • اصرار · سک · مهمیز
  • اصرار کردن · انگیزاندن · ترغیب کردن · تشویق کردن · دلگرم کردن · نصحیت کردن
  • اصرار کردن · انگیزاندن · ترغیب کردن · تشویق کردن · دلگرم کردن · نصحیت کردن
  • اصرار · سک · مهمیز
  • اصرار کردن · انگیزاندن · ترغیب کردن · تشویق کردن · دلگرم کردن · نصحیت کردن
اضافه کردن

ترجمه های "urge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه