ترجمه "urging" به فارسی
اصرار, سک, مهمیز بهترین ترجمه های "urging" به فارسی هستند.
urging
verb
noun
Present participle of urge. [..]
-
اصرار
nounHe urged me to think again.
او اصرار کرد دوباره فکر کنم.
-
سک
noun -
مهمیز
nounKutuzov was impatiently urging on his horse, which ambled smoothly under his weight
کوتوزوف به اسبش که زیر پیکر سنگینش یورتمه میرفت با عجله مهمیز میزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " urging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Urging
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Urging" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Urging در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "urging" با ترجمه به فارسی
-
(با اصرار) خواستن · (با فشار یا تهدید و غیره) راندن · اشتیاق · اصرار کردن · برآن داشتن · تازاندن · تاکیدکردن · تمایل شدید · خارش · خواستار شدن · دفاع کردن · دواندن · فشار آوردن · قبولاندن · میل (شدید) · نصحیت کردن · وادار کردن · پذیراندن
-
اصرار کردن · انگیزاندن · ترغیب کردن · تشویق کردن · دلگرم کردن · نصحیت کردن
-
اصرار کردن · انگیزاندن · ترغیب کردن · تشویق کردن · دلگرم کردن · نصحیت کردن
-
(با اصرار) خواستن · (با فشار یا تهدید و غیره) راندن · اشتیاق · اصرار کردن · برآن داشتن · تازاندن · تاکیدکردن · تمایل شدید · خارش · خواستار شدن · دفاع کردن · دواندن · فشار آوردن · قبولاندن · میل (شدید) · نصحیت کردن · وادار کردن · پذیراندن
-
اصرار کردن · انگیزاندن · ترغیب کردن · تشویق کردن · دلگرم کردن · نصحیت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن