ترجمه "urine" به فارسی

پیشاب, ادرار, شاش بهترین ترجمه های "urine" به فارسی هستند.

urine verb noun دستور زبان

(physiology) Liquid excrement consisting of water, salts and urea, which is made in the kidneys, stored in the bladder, then released through the urethra. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشاب

    noun

    liquid excrement [..]

  • ادرار

    noun

    liquid excrement [..]

    In fact, if your urine is dark yellow, it means that you are dehydrated.

    اگر ادرار شما زرد پررنگ است، بدانید کـه به اندازه کافی آب نمینوشید.

  • شاش

    noun

    liquid excrement [..]

    Distilled from the urine of sacred cows fed only on mango leaves.

    تقطير شده از شاش گاوهاي مقدس که از برگهاي درختان ابته تغذيه شدند

  • ترجمه های کمتر

    • بول
    • میزه
    • زهراب
    • چامین
    • چکمیزک
    • گمیز
    • پی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Urine
+ اضافه کردن

"Urine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Urine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "urine"

عباراتی شبیه به "urine" با ترجمه به فارسی

  • تکرر ادرار
  • (بیماران بستری و غیره) لگن · (در مستراح های عمومی) شاشگاه · توالت سرپایی · شاشدان · پیشابگاه
  • بیماری ادرار شربت افرا
  • ادرارکردن
  • ادرار · ادرار کردن · ادرار:عمل ادرار کردن · ادرارکردن · پرادراري · پيشابكردن
  • اختلالات ادراری · بياختياري ادراري · بیادراری · پرادراري
  • ادرار کردن · زهراب کردن · شاشیدن · میختن · کار بیهوده کردن · گمیز کردن · گمیزیدن
  • زهرابی · وابسته به یا دارای پیشاب · پیشابی · گمیزی (urinose هم می نویسند)
اضافه کردن

ترجمه های "urine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه