ترجمه "urinous" به فارسی

زهرابی, پیشابی, وابسته به یا دارای پیشاب بهترین ترجمه های "urinous" به فارسی هستند.

urinous adjective دستور زبان

Pertaining to urine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زهرابی

  • پیشابی

  • وابسته به یا دارای پیشاب

  • گمیزی (urinose هم می نویسند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urinous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "urinous" با ترجمه به فارسی

  • تکرر ادرار
  • (بیماران بستری و غیره) لگن · (در مستراح های عمومی) شاشگاه · توالت سرپایی · شاشدان · پیشابگاه
  • ادرار · بول · زهراب · شاش · میزه · پی · پیشاب · چامین · چکمیزک · گمیز
  • بیماری ادرار شربت افرا
  • ادرارکردن
  • ادرار · ادرار کردن · ادرار:عمل ادرار کردن · ادرارکردن · پرادراري · پيشابكردن
  • اختلالات ادراری · بياختياري ادراري · بیادراری · پرادراري
  • ادرار کردن · زهراب کردن · شاشیدن · میختن · کار بیهوده کردن · گمیز کردن · گمیزیدن
اضافه کردن

ترجمه های "urinous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه