ترجمه "usher" به فارسی

دربان, دربازکن, یساول بهترین ترجمه های "usher" به فارسی هستند.

usher verb noun دستور زبان

A person, in a church, cinema etc., who escorts people to their seats. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دربان

    noun

    The old usher reminded him to take his hat.

    دربان پیر به یادش آورد که کلاه خود را بردارد.

  • دربازکن

    noun
  • یساول

  • ترجمه های کمتر

    • دستیار
    • (انگلیس -مهجور - مدرسه ی پسرانه) کمک معلم
    • (در مراسم رسمی) پیشگام صف
    • (در کلیسا و تئاتر و کنسرت و غیره) راهنما
    • (مراسم ازدواج) ساقدوش
    • (معمولابا: in یا into) به وجود آوردن
    • (کسی که تماشاچی و غیره را به صندلی خود راهنمایی می کند)جانما
    • ایجاد کردن
    • جانمایی کردن
    • دروازه بان
    • راهنمایی کردن
    • مشایع داماد
    • معرفی کننده ی مدعوین
    • همراه آوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " usher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Usher noun

Irish prelate who deduced from the Bible that Creation occurred in the year 4004 BC (1581-1656)

+ اضافه کردن

"Usher" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Usher در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "usher" با ترجمه به فارسی

  • براه انداختن · گشودن
  • براه انداختن · گشودن
اضافه کردن

ترجمه های "usher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه