ترجمه "usury" به فارسی
رباخواری, اندوخش, تنزیل پول بهترین ترجمه های "usury" به فارسی هستند.
usury
noun
دستور زبان
(countable) An exorbitant rate of interest, in excess of any legal rates or at least immorally. [..]
-
رباخواری
nounlet a pork packer espouse usury, and cause it to bring forth seven or eight millions
اگر یک خرده فروش با رباخواری مزاوجت کند، و از این زناشویی هفت یا هشت میلیون بو جود آید
-
اندوخش
-
تنزیل پول
-
حرام خواری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " usury " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "usury" با ترجمه به فارسی
-
تنزیل خوار · رباخوار · رباخوارانه · وابسته به رباخواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن