ترجمه "utilized" به فارسی
دایر, مورد استفاده بهترین ترجمه های "utilized" به فارسی هستند.
utilized
adjective
verb
Describing something that is used. [..]
-
دایر
-
مورد استفاده
Groundwater has been utilized since the Prehistoric times.
آب های زیرزمینی از زمان های ماقبل تاریخ مورد استفاده قرار گرفته است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utilized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "utilized" با ترجمه به فارسی
-
تیغ موکتبر
-
شرکت خصوصی آب و برق (یا حمل و نقل و غیره)
-
استفاده کردن، به کار بردن · بکار گرفتن؛ بکار برده
-
مطلوبیت · منفعت – سود
-
استفاده · بهره برداری · بهرهگيري
-
مطلوبیت از دست رفته – تسهیلات منقضی شده
-
بهره برداری از ظرفیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن