ترجمه "vacillant" به فارسی
نوسانگر, نوسان کننده بهترین ترجمه های "vacillant" به فارسی هستند.
vacillant
adjective
دستور زبان
Vacillating; wavering; fluctuating; irresolute. [..]
-
نوسانگر
-
نوسان کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vacillant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vacillant" با ترجمه به فارسی
-
تامل · تردید · تردید رای · جنبش · حرکت نوسانی · دودلی · نوان · نوسان
-
در نوسان · دودل · مردد
-
این دست و آن دست کردن · تاب خوردن · تردید داشتن · تلوتلو خوردن · دودل بودن · شکرویدن · مردد بودن · نوانیدن · نوسان کردن · پس و پیش رفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن