ترجمه "vain" به فارسی

پوچ, باطل, بیهوده بهترین ترجمه های "vain" به فارسی هستند.

vain adjective دستور زبان

overly proud of oneself, especially when concerning appearance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوچ

    adjective

    It would assuredly have been a vain boast in him to say that he was her master.

    به راستی این گفتهاش که ارباب و همهکاره است لاف و گزافی پوچ بیش نبود.

  • باطل

    Does my vain spirit ever tell me I am wrong?

    آیا ذهن عاطل باطل من هیچوقت به من میگوید که اشتباه کردهام؟

  • بیهوده

    adjective

    All our attempts were in vain.

    تمام تلاشهایمان بیهوده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • غرور
    • ایفده
    • بی نتیجه
    • مغرور
    • واهی
    • خودبین
    • توخالی
    • غره
    • بیجا
    • احمق
    • (به خود) بالنده
    • (به خود) نازنده
    • (قدیمی) تهی مغز
    • بی ارزش
    • بی ثمر
    • بی خود
    • پوچ اندیش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vain" با ترجمه به فارسی

  • بیهوده، بی فایده، بی نتیجه، عبث، بی حاصل · عبث
  • بیهودگی · خودنمایی · غرور
اضافه کردن

ترجمه های "vain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه