ترجمه "vainly" به فارسی

بیهوده, مغرورانه, بدون کامیابی بهترین ترجمه های "vainly" به فارسی هستند.

vainly adverb دستور زبان

In a vain manner; to no avail. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیهوده

    adjective

    I caught myself harboring a feeling of hatred toward him which I vainly tried to overcome.

    و تنفری از وی در دل احساس میکردم که بیهوده در خاموش ساختن آن میکوشیدم.

  • مغرورانه

  • بدون کامیابی

  • بی خود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vainly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vainly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه