ترجمه "valid" به فارسی
درست, موثر, معتبر بهترین ترجمه های "valid" به فارسی هستند.
valid
adjective
دستور زبان
Well grounded or justifiable, pertinent. [..]
-
درست
verbI can't, Louis, it's a valid line of questioning.
نميتونم " لوئيس " ، اين راهِ درستِ سوال کردن ـه.
-
موثر
-
معتبر
adjectiveIt felt as valid perhaps even as American culture.
این احساس شاید حتی به اندزه فرهنگ آمریکایی معتبر بود.
-
ترجمه های کمتر
- موجه
- کاری
- قانونی
- وارد
- موثق
- ارزا
- ارزمند
- ربتعم
- پروهان
- مسموع
- مستدل
- پذیرفتنی
- تندرست
- ارزشمند
- روا
- کارا
- محکم
- (استدلال و غیره) صادق
- (نادر) سالم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Valid
-
معتبر
adjectiveIt felt as valid perhaps even as American culture.
این احساس شاید حتی به اندزه فرهنگ آمریکایی معتبر بود.
عباراتی شبیه به "valid" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار و درستیسنجی
-
مدت اعتبار قیمت پروفرما
-
فرمول تأیید اعتبار
-
بی اعتبار
-
اعتبار، تائید
-
تأیید اعتبار داده
-
اعتبار صوری
-
تأیید اعتبار پرونده Office
اضافه کردن مثال
اضافه کردن