ترجمه "validation" به فارسی

تصدیق, اعتبار, صحت بهترین ترجمه های "validation" به فارسی هستند.

validation noun دستور زبان

The act of validating something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصدیق

    noun
  • اعتبار

    noun

    No court in the land will deny its validity, I assure you.

    مطمئن باشید که هیچ دادگاهی نمیتواند در اعتبار آن تردید کند.

  • صحت

    noun

    We do not need experts to question the validity of a law already on the books.

    ما به متخصصين احتياج نداريم تا صحت يه قانون مکتوب رو زير سؤال ببرند

  • ترجمه های کمتر

    • تایید
    • تنفیذ
    • تحقق
    • تأیید اعتبار
    • معتبر سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " validation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Validation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتبار، تائید

عباراتی شبیه به "validation" با ترجمه به فارسی

  • اعتبار و درستیسنجی
  • مدت اعتبار قیمت پروفرما
  • فرمول تأیید اعتبار
  • بی اعتبار
  • (استدلال و غیره) صادق · (نادر) سالم · ارزا · ارزشمند · ارزمند · تندرست · درست · ربتعم · روا · قانونی · محکم · مستدل · مسموع · معتبر · موثر · موثق · موجه · وارد · پذیرفتنی · پروهان · کارا · کاری
  • تأیید اعتبار داده
  • اعتبار صوری
  • تأیید اعتبار پرونده Office
اضافه کردن

ترجمه های "validation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه