ترجمه "vampirism" به فارسی

گزندگری, اجحاف, اعتقاد به مردگان خون آشام (رجوع شود به vampire) بهترین ترجمه های "vampirism" به فارسی هستند.

vampirism noun دستور زبان

the state of being a vampire, or the practices associated with vampires, in particular blood-drinking and the draining of a victim's life-force. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزندگری

  • اجحاف

  • اعتقاد به مردگان خون آشام (رجوع شود به vampire)

  • ترجمه های کمتر

    • خون آشامی
    • مکیدن خون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vampirism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vampirism" با ترجمه به فارسی

  • کوهستان شبح
  • خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
  • (خرافه ی اروپا) جسدی که شب ها برمی خیزد و خون خواب رفتگان را می مکد: وامپیر · بدوش · بکن · خون اشام · خونآشام · درکش · رباخوار · زن خوشگل و بی مروت · ساحره · مال مردم خور · مردتباه کن · مرده ی خون آشام · گزندگر
  • (جانورشناسی) خفاش خون آشام (تیره ی Desmodontidae بومی امریکای استوایی - خون احشام را می مکد و ناقل بیماری است) · خفاش خونآشام · خفاش ومپایر
  • دستیار یک شبح
  • (خرافه ی اروپا) جسدی که شب ها برمی خیزد و خون خواب رفتگان را می مکد: وامپیر · بدوش · بکن · خون اشام · خونآشام · درکش · رباخوار · زن خوشگل و بی مروت · ساحره · مال مردم خور · مردتباه کن · مرده ی خون آشام · گزندگر
اضافه کردن

ترجمه های "vampirism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه