ترجمه "vampire" به فارسی

خونآشام, درکش, رباخوار بهترین ترجمه های "vampire" به فارسی هستند.

vampire verb noun دستور زبان

A mythological undead creature said to feed on human blood. [from earlier 18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونآشام

    mythological creature [..]

    the vampire has yegor. she wants you to come

    خون‌آشام ايگور را گرفته اون ‌مي‌خواهد تو بري اونجا

  • درکش

  • رباخوار

  • ترجمه های کمتر

    • گزندگر
    • ساحره
    • بدوش
    • بکن
    • (خرافه ی اروپا) جسدی که شب ها برمی خیزد و خون خواب رفتگان را می مکد: وامپیر
    • خون اشام
    • زن خوشگل و بی مروت
    • مال مردم خور
    • مردتباه کن
    • مرده ی خون آشام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vampire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vampire"

عباراتی شبیه به "vampire" با ترجمه به فارسی

  • کوهستان شبح
  • خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
  • (جانورشناسی) خفاش خون آشام (تیره ی Desmodontidae بومی امریکای استوایی - خون احشام را می مکد و ناقل بیماری است) · خفاش خونآشام · خفاش ومپایر
  • دستیار یک شبح
  • اجحاف · اعتقاد به مردگان خون آشام (رجوع شود به vampire) · خون آشامی · مکیدن خون · گزندگری
اضافه کردن

ترجمه های "vampire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه