ترجمه "van" به فارسی
ون, وانت, کامیون بهترین ترجمه های "van" به فارسی هستند.
A (covered) vehicle used for carrying goods or people, usually roughly cuboid in shape, longer and higher than a car but smaller than a truck. [..]
-
ون
nounA (covered) vehicle used for carrying goods [..]
The van stopped and the doors were thrown open.
اتومبیل ون متوقف شد و درهای چهارطاق بازشدند.
-
وانت
For the rest of that day, I fought the urge to look toward the gray van.
باقی روز را با خودم جنگیدم که به سوی وانت استیشن خاکستری نگاه نکنم.
-
کامیون
nounTo the twins there was hidden justice in the fact that the milk van had been reversing .
به نظر دوقلوها در حادثه واژگون شدن کامیون شیر عدالتی پنهان وجود داشت.
-
ترجمه های کمتر
- کاروان
- پیشتاز
- جلودار
- (اتومبیل) بارکش کوچک
- (از ریشه های فارسی : کاروان)
- (انگلیس) رجوع شود به trailer
- (انگلیس) واگن باری
- (در نام های خانوادگی هلندی) از
- (شعر قدیم) بال
- - ی
- با وانت حمل کردن
- با وانت سفر کردن
- دریاچه ی وان (در شرق ترکیه - 5573 کیلومتر مربع)
- ماشین بوجاری
- وابسته به (محل بخصوص)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " van " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A male given name, diminutive of Vance or Ivan [..]
"Van" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Van در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Abbreviation of [i]Vancouver[/i].
"VAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای VAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "van"
عباراتی شبیه به "van" با ترجمه به فارسی
-
ونسان ونگوگ · ونگوگ
-
وانگای فان دام
-
ژان کلود ون دم
-
وانت
-
کارل وندورن (نویسنده ی امریکایی)
-
(فیزیک) نیروهای وندروالز
-
مارتین ون بورن (هشتمین رییس جمهور امریکا)
-
ونگوگ (نقاش هلندی)