ترجمه "vapor" به فارسی

بخار, مه, بخور بهترین ترجمه های "vapor" به فارسی هستند.

vapor verb noun دستور زبان

Cloudy diffused matter such as mist, steam or fumes suspended in the air. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخار

    noun

    the gaseous state of a substance that is normally a solid or liquid [..]

    The warmer oceans are evaporating much more water vapor into the skies.

    اقیانوس های گرمتر آب بیشتری را به صورت بخار به آسمانها می فرستد.

  • مه

    noun

    All Nature was changed; it seemed as though there were an icy vapor drawn over her.

    طبیعت سراسر در چشمش عوض شده بود؛ گوئی که یک مه یخزده روی آن گسترده بود.

  • بخور

  • ترجمه های کمتر

    • تبخیر
    • مزخرف
    • تارمیغ
    • خوزم
    • چرندگویی
    • دمه
    • چرند
    • تف
    • (حالت گازی هر ماده ای که معمولا یا آبگون و یا جامد است) گاز
    • (در سیلندر موتور) گازآتشگیر
    • (سابقا) بخار معده
    • (معمولا با: the) دلمردگی
    • (نادر) هر چیز بی ارزش
    • بخار کردن 0
    • بخاربیرون دادن
    • تبدیل به بخار
    • خود بیمار انگاری
    • خیال باطل 2
    • خیالبافی کردن (انگلیس : vapour)
    • دود و بخار
    • رجوع شود به evaporate
    • رجوع شود به vaporize 1
    • مزخرف گفتن
    • وهم (اوهام)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vapor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vapor" با ترجمه به فارسی

  • کسر عمل فشار بخار
  • بخار شدنی · تبخیرپذیر · قابل تبخیر
  • (کاربوراتور اتومبیل) افشانگر · اسپری · افشانه · تبخیرکننده
  • رجوع شود به contrail
  • لامپ بخار سدیم · لامپ سدیمی (که نور زرد می دهد)
  • (فیزیک - میزان گرمای لازم برای تبدیل یک گرم از یک مایع به بخار بدون افزودن بر حرارت آن) گرمای تبخیر
  • آنتالپی تبخیر
  • بخار · بخار آب
اضافه کردن

ترجمه های "vapor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه