ترجمه "vaporizer" به فارسی
اسپری, افشانه, تبخیرکننده بهترین ترجمه های "vaporizer" به فارسی هستند.
vaporizer
noun
دستور زبان
A device with a heating element, used to vaporize a liquid. [..]
-
اسپری
-
افشانه
-
تبخیرکننده
-
(کاربوراتور اتومبیل) افشانگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaporizer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaporizer" با ترجمه به فارسی
-
کسر عمل فشار بخار
-
بخار شدنی · تبخیرپذیر · قابل تبخیر
-
رجوع شود به contrail
-
(حالت گازی هر ماده ای که معمولا یا آبگون و یا جامد است) گاز · (در سیلندر موتور) گازآتشگیر · (سابقا) بخار معده · (معمولا با: the) دلمردگی · (نادر) هر چیز بی ارزش · بخار · بخار کردن 0 · بخاربیرون دادن · بخور · تارمیغ · تبخیر · تبدیل به بخار · تف · خود بیمار انگاری · خوزم · خیال باطل 2 · خیالبافی کردن (انگلیس : vapour) · دمه · دود و بخار · رجوع شود به evaporate · رجوع شود به vaporize 1 · مزخرف · مزخرف گفتن · مه · وهم (اوهام) · چرند · چرندگویی
-
لامپ بخار سدیم · لامپ سدیمی (که نور زرد می دهد)
-
(فیزیک - میزان گرمای لازم برای تبدیل یک گرم از یک مایع به بخار بدون افزودن بر حرارت آن) گرمای تبخیر
-
آنتالپی تبخیر
-
بخار · بخار آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن