ترجمه "variegated" به فارسی

گوناگون, ابلق, الوان بهترین ترجمه های "variegated" به فارسی هستند.

variegated adjective verb دستور زبان

Streaked, spotted, or otherwise marked with a variety of color; very colorful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوناگون

    adjective
  • ابلق

    adjective
  • الوان

  • ترجمه های کمتر

    • جوراجور
    • رنگارنگ
    • متلون
    • متنوع
    • مختلف
    • ملون
    • چندرنگ
    • چندرنگه
    • چندسان
    • چندفام
    • چندگونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " variegated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "variegated" با ترجمه به فارسی

  • متنوع کننده
  • الوان کردن · رنگارنگ کردن · متنوع کردن · چندرنگه کردن · چندسان کردن
  • اختلاف رنگ · بیماری چندرنگی · تلون · تنوع · جوراجوری · رنگارنگی · پاچینگی پیکری · چندرنگی · چندسانی · چندفامی · چندگونگی · گوناگونی
  • مگسخوار خالخالی
  • پریگنجشک رنگارنگ
اضافه کردن

ترجمه های "variegated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه