ترجمه "Varied" به فارسی

متنوع, متنوع, گوناگون بهترین ترجمه های "Varied" به فارسی هستند.

Varied
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متنوع

    indoor amusements only became more lively and varied, in consequence of the stop put to outdoor gaiety.

    تنها نتیجه متوقف شدن تفریحات بیرون از خانه پرنشاط تر و متنوع تر شدن سرگرمیهای داخل خانه بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Varied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

varied adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of vary. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متنوع

    adjective

    indoor amusements only became more lively and varied, in consequence of the stop put to outdoor gaiety.

    تنها نتیجه متوقف شدن تفریحات بیرون از خانه پرنشاط تر و متنوع تر شدن سرگرمیهای داخل خانه بود.

  • گوناگون

    adjective

    He had discovered a complete singleness of motive behind the varied manifestations of a consistent character.

    او در پس تظاهرات گوناگون شخصیت منسجم هم قطارش فقط یک انگیزه واحد میدید.

  • mkhtlf

  • ترجمه های کمتر

    • الوان
    • تغییر کرده
    • دگرسان
    • دگرگون
    • دگرگون شده
    • رنگارنگ
    • زمان گذشته و اسم مفعول : vary
    • متفاوت
    • مختلف
    • چندرنگه (رجوع شود به variegated)
    • چندسان

عباراتی شبیه به "Varied" با ترجمه به فارسی

  • mkhtlf · جوربجور · متغییر · متنوع · مختلف
  • )زا( نتشاد قرف
  • چرخریسک پیسه
  • پوستکوب
  • (زیست شناسی) ورداندن · (موسیقی - آهنگ و غیره را) به صورت های متنوع تکرار کردن · اختلاف پیداکردن · تغییر دادن · تغییر کردن · تغییر یافتن · دگرسان شدن · دگرسان کردن · عوض کردن · فرق داشتن · متفاوت شدن · متفاوت کردن · متنوع کردن یا شدن · وردیدن · چندسان کردن یا شدن · کم و زیاد شدن · کم و زیاد کردن · کم و زیاد کردن یا شدن · گهولیدن · گوناگون کردن یا شدن
  • تغییرپذیر · قابل تغییر · متغیر
  • mkhtlf · جوربجور · متغییر · متنوع · مختلف
  • mkhtlf · جوربجور · متغییر · متنوع · مختلف
اضافه کردن

ترجمه های "Varied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه