ترجمه "vary" به فارسی

وردیدن, گهولیدن, (زیست شناسی) ورداندن بهترین ترجمه های "vary" به فارسی هستند.

vary verb noun دستور زبان

To change with time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وردیدن

  • گهولیدن

  • (زیست شناسی) ورداندن

  • ترجمه های کمتر

    • (موسیقی - آهنگ و غیره را) به صورت های متنوع تکرار کردن
    • اختلاف پیداکردن
    • تغییر دادن
    • تغییر کردن
    • تغییر یافتن
    • دگرسان شدن
    • دگرسان کردن
    • عوض کردن
    • فرق داشتن
    • متفاوت شدن
    • متفاوت کردن
    • متنوع کردن یا شدن
    • چندسان کردن یا شدن
    • کم و زیاد شدن
    • کم و زیاد کردن
    • کم و زیاد کردن یا شدن
    • گوناگون کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vary" با ترجمه به فارسی

  • mkhtlf · جوربجور · متغییر · متنوع · مختلف
  • )زا( نتشاد قرف
  • چرخریسک پیسه
  • پوستکوب
  • متنوع
  • تغییرپذیر · قابل تغییر · متغیر
  • mkhtlf · الوان · تغییر کرده · دگرسان · دگرگون · دگرگون شده · رنگارنگ · زمان گذشته و اسم مفعول : vary · متفاوت · متنوع · مختلف · چندرنگه (رجوع شود به variegated) · چندسان · گوناگون
  • mkhtlf · الوان · تغییر کرده · دگرسان · دگرگون · دگرگون شده · رنگارنگ · زمان گذشته و اسم مفعول : vary · متفاوت · متنوع · مختلف · چندرنگه (رجوع شود به variegated) · چندسان · گوناگون
اضافه کردن

ترجمه های "vary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه