ترجمه "vault" به فارسی

گنبد, غار, کمرا بهترین ترجمه های "vault" به فارسی هستند.

vault verb noun دستور زبان

An arched structure of masonry, forming a ceiling or canopy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنبد

    noun

    Structure of cover with surface curve and concavity turned towards the inside of the space to cover.

    This vault had for ceiling a vault of stone, and for floor ten inches of mud.

    سقف این زیر زمین یک گنبد سنگی، و فرش کفش ده پوس گل بود.

  • غار

    noun

    Our optimal route to the data vault places only 89 Stormtroopers in our path.

    بهترين مسيرمون تا مکان غار داده ها فقط 89 گارد ضربت تو راهمونن

  • کمرا

    noun

    an arched masonry structure

  • ترجمه های کمتر

    • طاق
    • خرک
    • جست زدن
    • خزانه
    • سرداب
    • پرش
    • جهش
    • گنبده
    • جست
    • پریدن
    • اشکفت
    • مغاره
    • چهارصفه
    • گنبدخانه
    • صفه
    • قبه
    • (از روی چیزی) جهیدن
    • (به ویژه به کمک دستان یا نیزه و غیره) پریدن
    • (دربانک و غیره) گاوصندوق
    • (مجازی) آسمان
    • (مجازی) کامیابی سریع به دست آوردن
    • (هر جای دارای تاق ضربی به ویژه در زیرزمین) سردابه
    • (کالبدشناسی - سازواره یا حفره ی گنبددار) گنبد
    • اتاق خزاین و امانات بهادار
    • انبار فیلم
    • با تاق ضربی یا گنبد پوشاندن
    • تاق ضربی
    • تاق ضربی زدن
    • تاق قوسی
    • تاق نما
    • جستن از
    • دارای تاق قوسی کردن
    • طاق آهنگ
    • قوسی شدن یا کردن 0
    • مرکز اطلاعات شناسایی
    • مقبره 1
    • هلال تاق
    • گنبد جهان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vault " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vault"

عباراتی شبیه به "vault" با ترجمه به فارسی

  • مقبره خانوادگی
  • طاق تاژ
  • دارای تاق ضربی · قوسدار · کمان سان · کمانی · گنبدی · گنبدین
  • مرکز اطلاعات شناسایی شخصی
  • پرش با نیزه
  • اسمان · عرش · فلک · کره آتش · گردون · گنبد نیلگون
  • (معماری) طاق ضربی (به شکل نیمه استوانه) · طاق آهنگ · گنبد دالانه
  • افراط آمیز · تاق بندی · تاق ضربی · جهنده (از روی چیزی) · خوشی · ساختن تاق ضربی یا گنبد · سردابه · فزون گرای · وسیله ی پرش · پرش کننده
اضافه کردن

ترجمه های "vault" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه