ترجمه "vaulted" به فارسی

دارای تاق ضربی, قوسدار, کمان سان بهترین ترجمه های "vaulted" به فارسی هستند.

vaulted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of vault. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای تاق ضربی

  • قوسدار

  • کمان سان

  • ترجمه های کمتر

    • کمانی
    • گنبدی
    • گنبدین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaulted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vaulted" با ترجمه به فارسی

  • مقبره خانوادگی
  • طاق تاژ
  • مرکز اطلاعات شناسایی شخصی
  • پرش با نیزه
  • اسمان · عرش · فلک · کره آتش · گردون · گنبد نیلگون
  • (معماری) طاق ضربی (به شکل نیمه استوانه) · طاق آهنگ · گنبد دالانه
  • (از روی چیزی) جهیدن · (به ویژه به کمک دستان یا نیزه و غیره) پریدن · (دربانک و غیره) گاوصندوق · (مجازی) آسمان · (مجازی) کامیابی سریع به دست آوردن · (هر جای دارای تاق ضربی به ویژه در زیرزمین) سردابه · (کالبدشناسی - سازواره یا حفره ی گنبددار) گنبد · اتاق خزاین و امانات بهادار · اشکفت · انبار فیلم · با تاق ضربی یا گنبد پوشاندن · تاق ضربی · تاق ضربی زدن · تاق قوسی · تاق نما · جست · جست زدن · جستن از · جهش · خرک · خزانه · دارای تاق قوسی کردن · سرداب · صفه · طاق · طاق آهنگ · غار · قبه · قوسی شدن یا کردن 0 · مرکز اطلاعات شناسایی · مغاره · مقبره 1 · هلال تاق · پرش · پریدن · چهارصفه · کمرا · گنبد · گنبد جهان · گنبدخانه · گنبده
  • افراط آمیز · تاق بندی · تاق ضربی · جهنده (از روی چیزی) · خوشی · ساختن تاق ضربی یا گنبد · سردابه · فزون گرای · وسیله ی پرش · پرش کننده
اضافه کردن

ترجمه های "vaulted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه