ترجمه "vein" به فارسی

سیاهرگ, ورید, رگه بهترین ترجمه های "vein" به فارسی هستند.

vein noun verb دستور زبان

(anatomy) A blood vessel that transports blood from the capillaries back to the heart [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاهرگ

    blood vessel [..]

    The liquid in the barrel disappears into Bill E's veins.

    مایع درون سرنگ، در سیاهرگ بیل ای ناپدید میشود.

  • ورید

    noun

    blood vessel

    all the veins and arteries in our body

    این همه ورید و شریان در بدن ما

  • رگه

    noun

    Pure silver coursing through a vampire's veins is still pure silver coursing through his veins.

    نقره ی خالص درون ِ رگهای یه خون آشام هر جور حساب کنی نقره ی خالص درون رگه.

  • ترجمه های کمتر

    • عرق
    • سبک
    • رشته
    • خلق
    • طرح
    • گر
    • روش
    • (زمین شناسی - کان) رگه
    • (سنگ یا چوب) رگه
    • (عامیانه) رگ
    • (مانند رگ ها) منشعب شدن
    • (گیاه شناسی) رگبرگ
    • حالت 0
    • رجوع شود به lode
    • رگ دار کردن 1
    • رگه اصلی
    • سیاهرگ (در برابر: سرخرگ artery)
    • شاخه شاخه شدن
    • شبکه دار کردن یا شدن
    • وریددار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vein"

عباراتی شبیه به "vein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه